ابو القاسم راز شيرازى

240

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

پست‌تر مرتبهء شكر ، راضى بودن است به آنچه حقّ تعالى عطا فرموده ، و اگر راضى نباشى معصيت كرده‌اى حقّ تعالى را به نعمت او ؛ زيرا كه به واسطهء نعمت او قوى و پرورده شدى ، و اعتراض كردى بر حقّ تعالى به سبب عدم رضا ، و مخالفت كردى او را در امر و نهى او به سبب نعمت او ؛ زيرا كه امر پروردگار بر عبوديّت است ، و اعتراض بر پروردگار خلاف عبوديّت است . و باش از براى حقّ تعالى بندهء شاكرى در هر حال ، خواه حال فقر يا غنى ، و حال صحّت يا مرض ، و حال عزّت يا ذلّت ، و حال حيات يا موت ؛ زيرا كه عبوديّت ، مقتضاى تسليم و رضا است . مىفرمايد : و هرگاه مىبود در نزد خداوند عبادتى كه قبول كند از بندگان مخلص خود فاضل‌تر از شكر بر هر حال ، هرآينه استعمال مىكرد لفظ آن عبادت فاضله را در عباد مخلص خود نسبت به ساير ، و اختصاص مىداد ايشان را به آن عبادت . پس چون‌كه عبادتى افضل از شكر در نزد حقّ تعالى نيست ، تخصيص داد شكر را از ميان عبادات به ذكر ، و تخصيص داد اهل شكر را به شكر و فرمود : قليلى از بندگان من شاكرند . و راه افضل بودن شكر از ساير عبادات آنست كه شكر بر سرّاء و ضرّاء دليل بر تسليم و رضاست و اين دو دليل است بر حقيقت عبوديّت كه مستلزم برخاستن تمنّى و خواهش عبد است از ميان : ميل من سوى وصال و ميل او سوى فراق * ترك كام خود گرفتم تا برآيد كام دوست چنان‌كه از حضرت محمّد بن علىّ باقر عليهما السّلام وارد است كه عيادت فرمود « جابر انصار » « 82 » را در مرض موت و پرسيدند از او : در چه حالى ؟ عرض

--> ( 82 ) - در كتاب « تحفة الاحباب » چنين آمده است : « جابر بن عبد اللّه بن عمرو بن حرام انصارى : صحابى جليل القدر ، بقولى از اصحاب « بدر » است ( يعنى جنگ « بدر » را دريافته ) و در مشاهد بسيار حاضر شده و روايات بسيار در منزلت او رسيده و در جنگ « صفّين » حاضر بوده و در سال 78 هجرى در « مدينه » وفات -